السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

372

تفسير الميزان ( فارسي )

مورد احتمال راجح نيز استعمال مىكنيم ، و مىگوييم : من فلانى را از شجاعان مىدانستم ، و از دلاوران به حساب مىآوردم ، و منظور اين است كه او را در هنگام شمردن شجاعان ، ملحق به آنان مىدانستم . و اما كلمه « شعور » كه به معناى ادراك دقيق است از ماده « شعر - به فتح شين » گرفته شده ، كه به معناى مو بوده و ادراك دقيق را از آنجا كه مانند مو باريك است ، شعور خوانده‌اند و مورد استعمال اين كلمه محسوسات است ، نه معقولات و به همين جهت حواس ظاهرى را مشاعر مىگويند . و كلمه « ذكر » ، به معناى پيش كشيدن صورتهايى است كه در خزينه ذهن انبار شده ، و آن را بعد از آنكه از نظر و فكر غايب بوده ، حاضر سازيم ، و يا اگر حاضر بوده ، نگذاريم غايب شود . و اما كلمه « عرفان و معرفت » ، به معناى آن است كه انسان صورتى را كه در قوه دراكه اش ترسيم شده ، با آنچه كه در خزينه ذهنش پنهان دارد ، تطبيق كند ، و تشخيص دهد كه اين همان است يا غير آن ، و بدين جهت است كه گفته‌اند معرفت عبارت است از ادراك بعد از علم قبلى . اما كلمه « فهم » به معناى آن است كه ذهن آدمى در برخورد با خارج به نوعى عكس العمل نشان داده و صورت خارج را در خود نقش كند . و كلمه « فقه » به معناى آن است كه فهم ، يعنى همان صورت ذهنى را بپذيرد ، و در پذيرش و تصديق آن مستقر شود . و كلمه « درايت » به معناى فرو رفتن در اين نقش و دقت در آن براى درك خصوصيات و اسرار و مزاياى نهفته آن است ، و به همين جهت ، اين كلمه در مقام بزرگداشت و تعظيم به كار مىرود ، هم چنان كه مىبينيم در آيات شريفه « الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ » « 1 » و آيات « إِنَّا أَنْزَلْناه فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ » « 2 » استعمال شده ، مىفهماند كه تشخيص خصوصيات و اسرار قيامت و اسرار ليلة القدر امرى عظيم است كه كسى قادر به درك آن نيست و اما يقين عبارت است از اينكه همان درك ذهنى آن چنان قوت و شدت داشته باشد كه ديگر قابل سستى و زوال نباشد . و كلمه « فكر » به معناى نوعى سير و مرور بر معلومات موجود حاضر در ذهن است ، تا

--> ( 1 ) سوره الحاقة ، آيه 2 . ( 2 ) سوره قدر ، آيه 2